تبليغاتX
آبرون

بعضی‌ها در محیط کار مدیر هستند و بعضی‌ها در خانه. بعضی‌ها میز مدیریتی دارند و بعضی‌ها جایگاه آن. بعضی‌ها مدیر هستند و بعضی‌ها مدبر. بعضی‌ها پیپ مدیریتی دارند و بعضی‌ها تیپ آن. بعضی‌ها مدیر هستند و منشی دارند و بعضی‌ها تنها مدیر هستند و در اصل تنها منشی‌‌اند. بعضی‌ها مدیر هستند و ماشین مدیران را دارند و بعضی‌ها در اصل تنها ماشین هستند و ماشین مدیران را می‌رانند. بعضی‌ها رنگ مدیریت دارند و بعضی‌ها طعم آن. بعضی‌ها خدادادی مدیر هستند و بعضی‌ها مادرزادی، یعنی تنها به واسطه پدرشان با بستگان‌شان. بعضی‌ها حکم مدیریتشان از جنس کاغذ و امضاء مافوق است و بعضی‌ها از جنس عمل و کارکرد و تجربه‌شان. بعضی‌ها در گزارش ماهانه تنظیم شده توسط خود، مدیر موفق هستند و بعضی‌ها در عملکرد تنظیم شده مافوق و زیردستان خود. بعضی‌ها تنها مدیر هستند و بس و بعضی‌ها مدیر هستند و یک دنیا ارزش. بعضی‌ها امضایشان چند روزی اعتبار دارد و بعضی‌ها عملکردشان یک عمر. بعضی‌ها یاد خود را با خود می‌برند و بعضی‌ها خود می‌روند و اما نام و یادشان می‌ماند. بعضی‌ها عشق مدیریت دارند و بعضی‌ها مدیر عاشق هستند. بعضی‌ها بر نام سازمان مدیریت می‌کنند و بعضی‌ها مدرک مدیریت دارند و بعضی‌ها درک مدیریت.
راستی؛ انصافاً جایگاه من و شما و ما، در کجاست؟
مدیریت چیست؟!
شاید شنیده باشید یا خوانده باشید و یا باور داشته باشید که می‌گویند؛ مدیریت هم علم است و هم هنر. یعنی هم آگاهی و هم تجربه. هم اکتسابی و هم ذاتی. هم توانائی و هم عشق.
مدیریت؛ حکومت بر سازمان نیست، بلکه نشستن بر قلب‌های کارکنان سازمان است. سازمان؛ یک اداره و کارخانه نیست، بلکه مجموعه‌ای است که در آن سهیم هستیم و روزگار را سپری می‌نمائیم. مجموعه؛ یک سری افراد با ویژگی‌های مختلف، با عنوان همکار نیست، بلکه همراهانی هستند که با آنها روز را شب و شب را روز می‌کنیم.
برای مدیر شدن، نباید به دنبال کتاب‌فروشی و کتاب و مدرس و دفتر تمرین بود. بلکه باید به دنبال واقعیت و واقعیت‌بینی و واقعیت‌پذیری و بیان واقعیت بود. برای مدیر شدن نباید به دنبال رشته مدیریت در دانشگاه مدیریت بود، بلکه باید به دنبال ریشه حقایق در بطن مسائل بود. برای مدیر شدن نباید به دنبال آرزو و آشنا و وابستگی به دوستان بود، بلکه باید به دنبال موقعیت‌ها واکنش‌ها، عمل‌ها و عکس‌العمل‌ها بود. راستی؛ تغییر روز به شب و شب به روز، برای ما یک عادت شده است یا امیدی برای یک تحول. آیا به سخت مولا فکر کرده‌ایم که می‌فرمایند: وای به حال آن‌که امروزش مانند دیروزش باشد. پس وای به ما و حال ما که اگر در انتظار موقعیت‌ها بمانیم و تنها منتظران شانس باشیم
.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 دی1390ساعت 16:20  توسط عادل سلیمانی  | 

 

در بيشتر کشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌، شهردار اختيارات‌ کمي‌ دارد و معمولاً‌ حکومت‌ مرکزي‌ نقش‌ اساسي‌ را در مديريت‌ شهري‌ دارد و شهر را مانند يکي‌ از ادارات‌ خود و يا وزارتخانه‌ تابعه‌ اداره‌ مي‌کند و مشارکت‌ مردم‌ در اداره‌ امور شهري‌ به‌ حداقل‌ مي‌رسد

 

 ‌شهر به‌ مثابه‌ بخشي‌ از سلسله‌ مراتب‌ سيستم‌ قضايي‌ و تقسيمات‌ سياسي‌ - جغرافيايي‌ هر کشور براساس‌ شاخصه‌هاي‌ مختلفي‌ مانند نوع‌ حکومت، مديريت، سطح‌ آگاهي، علاقه‌مندي‌ اجتماعي‌ و مشارکت‌ مردم‌ در نظام‌ تصميم‌گيري‌ و... شکل‌ مي‌گيرد.

نظام‌ مديريت‌ شهري‌ باهدف‌ اداره‌ مطلوب‌ امور شهر، سعي‌ دارد روابط‌ ميان‌ عناصر شهري‌ را هماهنگ‌ سازد. به‌دليل‌ گستردگي‌ و ميان‌ رشته‌اي‌ بودن‌ سيستم‌ مديريت‌ شهري‌ به‌مثابه‌ يک‌ سيستم‌ باز، عوامل‌ مختلفي‌ در آن‌ دخالت‌ دارد و بدون‌ شناخت‌ اين‌ سيستم‌ نمي‌توان‌ عناصر و روابط‌ را در جهت‌ اهداف‌ آن‌ تغيير شکل‌ داد، زيرا هنر برنامه‌ريزي، شناخت‌ عناصر سيستم‌ و ايجاد روابط‌ بين‌ آن‌ عناصر است، به‌نحوي‌ که‌ اين‌ مجموعه‌ عناصر در جهت‌ هدف‌ سيستم‌ عمل‌ کنند. بي‌توجهي‌ به‌ اجزاء همچنين‌ عدم‌ کشف‌ روابط‌ و ميزان‌ تاثير هريک‌ از عناصر در نظام‌ تصميم‌گيري‌ هرگز به‌ يک‌ نظام‌ تصميم‌گيري‌ منسجم، موثر و معطوف‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ منجر نخواهد شد.


 ‌ ‌شهر مرکز فرصت‌ و محيطي‌ براي‌ ارائه‌ توانايي هاي‌ بالقوه‌ انساني‌ است. تمرکز روزافزون‌ افراد در نواحي‌ شهري‌ و رشد سريع‌ شهرنشيني‌ ناشي‌ از مهاجرت‌ و همچنين‌ افزايش‌ طبيعي‌ جمعيت‌ شهر، مشکلاتي‌ را در ارائه‌ خدمات‌ متناسب‌ با ميزان‌ افزايش‌ جمعيت‌ شهري‌ به‌وجود مي‌آورد که‌ خود به‌عنوان‌ يکي‌ از موانع‌ اصلي‌ اجراي‌ وظايف‌ و ارائه‌ خدمات‌ شهري‌ کافي‌ به‌ شهروندان‌ مي‌گردد.

 اين‌ امر توام‌ با عدم‌ رغبت‌ مردم‌ براي‌ مشارکت‌ در فعاليتهاي‌ عمران‌ شهري، که‌ تا حد زيادي‌ ريشه‌ در شيوه‌ نظام‌ اداري‌ متمرکز دارد، از عواملي‌ هستند که‌ توانايي‌ مسئولان‌ را در تامين‌ نيازهاي‌ ساکنان‌ شهري‌ با مشکل‌ مواجه‌ مي‌سازد. بنابراين، کارکرد مديريت‌ شهري‌ کارآمد به‌عنوان‌ يک‌ نهاد مديريتي‌ فراگير و درگير با موضوعها و پديده‌هاي‌ بسيار گسترده‌ و متنوع‌ شهر و شهرنشيني‌ ضروري‌ است‌ تا نهايتاً‌ دستيابي‌ به‌ توسعه‌ انساني‌ پايدار در شهر ميسر گردد. اين‌ نوشتار درصدد است‌ تا با ارائه‌ تعريفي‌ از مديريت‌ شهري، جايگاه‌ آن‌ را در سيستم‌ مديريت‌ جامعه‌ مشخص‌ کند و با بيان‌ اهداف‌ و راهبردهاي‌ اين‌ نوع‌ مديريت، ويژگيها و معيارهاي‌ مطلوب‌ سيستم‌ مديريت‌ شهري‌ را ارائه‌ کند.

 


تعريف‌ سيستم‌ مديريت‌ شهري‌ :


 ‌هدف‌ سيستم‌ مديريت‌ شهري‌ به مثابه‌ جزئي‌ از سيستم‌ حکومتي، اداره‌ امور شهرهاست. نقشي‌ که‌ دولت‌ براي‌ اين‌ سيستم‌ قايل‌ مي‌شود، تعريف‌ اين‌ هدف‌ را روشن‌ مي‌سازد. ترديدي‌ نيست‌ که‌ اين‌ تعريف، هرچه‌ باشد، هدف‌ سيستم‌ مديريت‌ شهري‌ در جهت‌ اهداف‌ ملي‌ بوده‌ و با آن‌ همسوست‌ و از کليات‌ آن‌ تبعيت‌ مي‌کند. به‌همين‌ دليل‌ است‌ که‌ برنامه‌هاي‌ اين‌ سيستم‌ براي‌ ساماندهي‌ امور شهر، به‌طور کلي‌ در چارچوب‌ برنامه‌هاي‌ کلان‌ و قوانين‌ جاري‌ کشور تدوين‌ مي‌گردد و اقدامات‌ اين‌ سيستم‌ ناقض‌ مقررات‌ قانوني‌ کشور نيست.
‌تعاريف‌ متعددي‌ از مديريت‌ شهري‌ ارائه‌ شده‌ است‌ و هرکدام‌ از اين‌ تعاريف‌ بيان‌کننده‌ نگرشي‌ نظام‌مند به‌ مقوله‌ مديريت‌ شهري‌ است. تعاريف زير از اين دست هستند:


‌مديريت‌ شهري‌ عبارت‌ است‌ از اداره‌ امور شهر به‌منظور ارتقاء مديريت‌ پايدار مناطق‌ شهري‌ در سطح‌ محلي‌ با درنظر داشتن و تبعيت‌ از اهداف‌ سياستهاي‌ ملي، اقتصادي‌ و اجتماعي‌ کشور است.
و يا، مديريت‌ شهري‌ عبارت‌ است‌ از يک‌ سازمان‌ گسترده، متشکل‌ از عناصر و اجزاء رسمي‌ و غيررسمي‌ موثر و ذيربط‌ در ابعاد مختلف‌ اجتماعي، اقتصادي‌ و کالبدي‌ حيات‌ شهري‌ با هدف‌ اداره، کنترل‌ و هدايت‌ توسعه‌ همه‌ جانبه‌ و پايدار شهر مربوطه‌ است.


 ‌علاوه بر دو تعريف‌ عمومي‌ فوق، تعريف‌ تخصصي‌ ديگري‌ عبارت‌ است‌ از "مديريت‌ شهري‌ به‌عنوان‌ چارچوب‌ سازماني‌ توسعه‌ شهر، به‌ سياستها، برنامه‌ها و طرحها و عملياتي‌ اطلاق‌ مي‌شود که‌ در پي‌ اطمينان‌ از تطابق‌ رشد جمعيت‌ با دسترسي‌ به‌ زيرساختهاي‌ اساسي‌ مسکن‌ و اشتغال‌ هستند. براين‌ اساس، کارآيي‌ مديريت‌ شهري‌ وابستگي‌ مشخصي‌ به‌ عوامل‌ زمينه‌اي‌ از قبيل‌ ثبات‌ سياسي، يکپارچگي‌ اجتماعي‌ و رونق‌ اقتصادي‌ و نيز عوامل‌ ديگري‌ از قبيل‌ مهارت‌ و انگيزه‌هاي‌ سياستمداران‌ و اشخاص‌ استفاده کننده‌ از اين‌ سياستها دارد. تحت‌ اين‌ شرايط‌ چارچوب‌ و ويژگيهاي‌ سازماني‌ حکومت‌ و مديريت‌ شهري‌ به‌ويژه‌ نقش‌ اجرايي‌ بخش‌ دولتي‌ و عمومي‌ در آن، تاثير بسيار تعيين‌کننده‌اي‌ در موفقيت‌ آن‌ ايفا مي‌کند."


جايگاه‌ مديريت‌ شهري‌ در نظام‌ برنامه‌ريزي‌ :


 ‌سيستم‌ مديريت‌ شهري‌ بنابه‌ تعريف‌ و به لحاظ‌ وظايف‌ عملي‌ خود موظف‌ به‌ برنامه‌ريزي‌ توسعه‌ و عمران‌ شهري‌ و اجراي‌ برنامه‌ها، طرحها و پروژه‌هاي‌ مربوطه‌ است. انجام‌ اين‌ وظايف‌ تعيين‌کننده‌ نوعي‌ هويت‌ برنامه‌ريزي‌ اجرايي‌ براي‌ آن‌ است. در واقع‌ مديريت‌ شهري‌ در قالب‌ نظام‌ برنامه‌ريزي‌ اقتصادي، اجتماعي‌ و قضايي‌ حاکم‌ بر کشور، اقدام‌ به‌ تهيه‌ برنامه‌هاي‌ توسعه‌ شهري‌ براي‌ شهر مي‌کند و سپس‌ آن‌ برنامه‌ را در چارچوب‌ نظام‌ اداري‌ - اجرايي‌ حاکم، به‌ پروژه‌هاي‌ عملياتي‌ تبديل‌ کرده‌ و به‌ مرحله‌ اجرا مي‌رساند. براين‌ اساس‌ وظايف‌ و جايگاه‌ سازماني‌ و اجرايي‌ مديريت‌ شهري‌ را مي‌توان‌ به‌شرح‌ زير تعيين‌ کرد:


1- تبيين‌ نقش‌ سيستم‌ مديريت‌ شهري‌ بمثابه‌ يک‌ برنامه‌ريز: اين‌ نقش‌ را مي‌توان‌ در دو قالب‌ روابط‌ برون‌ و درون‌ سيستمي‌ مطالعه‌ کرد، در قالب‌ اول، روابط‌ مديريت‌ و برنامه‌ريزي‌ شهري‌ در ارتباط‌ با نظام‌ عمومي‌ برنامه‌ريزي‌ و سطوح‌ بالاتر برنامه‌ريزي‌ بررسي‌ مي‌شود. مهم‌ترين‌ موضوع‌ قابل‌ توجه‌ در اين‌ سطوح، ضرورت‌ تامين‌ هماهنگي‌ اين‌ سطوح‌ با يکديگر است. در قالب‌ دوم، تهيه‌ برنامه‌هاي‌ جامع‌ فيزيکي، اقتصادي، اجتماعي‌ و مالي‌ لازم‌ براي‌ توسعه‌ کارآمد شهر به‌عنوان‌ اصلي‌ترين‌ وظيفه‌ سيستم‌ مورد توجه‌ قرار مي‌گيرد.


2- تبيين‌ نقش‌ اداري‌ - اجرايي‌ سيستم‌ مديريت‌ شهري: مديريت‌ شهري‌ به‌لحاظ‌ اداري‌ - اجرايي‌ يک‌ سازمان‌ بسيار گسترده‌ و مشتمل‌ بر عناصر متعدد و متنوع‌ لازم‌ براي‌ اداره‌ امور يک‌ شهر است. هرچند اين‌ عناصر طيف‌ عملکردي‌ گسترده‌اي‌ را شامل‌ مي‌شوند، اما به‌هرحال‌ عناصر مرکزي‌ و اصلي‌ سازمان‌ شهرداري‌ است‌ که‌ در تمامي‌ عملکردهاي‌ تدوين‌ شده‌ سيستم‌ و به‌ويژه‌ امور اداري‌ و اجرايي‌ دخيل‌ است. درواقع‌ شهرداري‌ از يک‌ سو، جزء عناصر مهم‌ مديريت‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ شهر محسوب‌ مي‌گردد و از طرف‌ ديگر مهمترين‌ عنصر اجرايي‌ سيستم‌ مديريت‌ شهري‌ است. براين‌ اساس، مي‌بايست‌ ضرورتاً‌ نگرش‌ درون‌ سازماني‌ مديريت‌ شهري‌ به‌ سازمانهاي‌ جانبي‌ و فعاليتهاي‌ آنها تعميم‌ داده‌ شود. و شهرداري‌ نهادي‌ مستقل‌ و جدا از ديگر سازمانها که‌ براي‌ حفظ‌ منافع‌ درون‌ سازماني‌ به‌ تقابل‌ با آنها برمي‌خيزد ديده‌ نشود. مديريت‌ شهري‌ بايد بتواند پروژه‌هاي‌ اجرايي‌ از سوي‌ هر سازماني‌ را به‌ نفع‌ شهروندان‌ سوق‌ دهد و بدين‌ لحاظ‌ بايست‌ با مفاهيم‌ کلي‌ فني‌ و جاري‌ تمامي‌ دستگاههاي‌ خدماتي‌ آشنايي‌ حاصل‌ کند. چنين‌ دستگاههايي‌ نظير آب‌ و فاضلاب، برق‌ و مخابرات‌ و گاز و...تماس‌ متقابل‌ کمتري‌ دارند، و لذا مديريت‌ شهري‌ مي‌تواند هماهنگ‌کننده‌ و جهت‌دهنده‌ مناسبي‌ براي‌ اين‌ استفاده‌ تلقي‌ شود.


3- تبيين‌ نقش‌ اجرايي‌ مديريت‌ شهري‌ در قالب‌ نظام‌هاي‌ شهرداري: در سطح‌ جهان‌ سه‌ نظام‌ شهرداري‌ شناخته‌ شده‌ است. نوع‌ اول‌ (شورا - شهردار) است‌ که‌ بهترين‌ سيستم‌ شناخته‌ شده‌ جهاني‌ محسوب‌ مي‌شود. در اين‌ سيستم‌ مردم‌ شهر، عده‌اي‌ را به‌نمايندگي‌ شوراي‌ شهر انتخاب‌ مي‌کنند و سپس‌ شوراي‌ مذکور شخص‌ واجد شرايط‌ را به‌عنوان‌ شهردار استخدام‌ کرده‌ و اداره‌ امور شهر را به‌عهده‌ او واگذار مي‌کند و برنامه‌ فعاليتها و عمليات‌ شهرداري‌ و منابع‌ درآمد و مصارف‌ آن‌ را تصويب‌ کرده‌ و سپس‌ بر روند عمليات‌ شهرداري‌ نظارت‌ مي‌کند. نوع‌ دوم‌ سيستم‌ (شهردار - شوراي‌ شهر) است; در اين‌ سيستم‌ شهردار و اعضاي‌ شوراي‌ شهر را جداگانه‌ انتخاب‌ مي‌کنند. شهردار رياست‌ شوراي‌ شهر را به‌عهده‌ مي‌گيرد و لزوماً‌ داراي‌ تخصص‌ نيست. نوع‌ سوم‌ سيستم‌ (شورايي‌ مطلق) است‌ که‌ اعضاي‌ شورا هرکدام‌ مسئول‌ قسمتي‌ از کارهاي‌ شهرداري‌ بوده‌ ضمناً‌ با يکديگر جلسات‌ مشورتي‌ دارند و درباره‌ کليه‌ امور با اکثريت‌ آراء اتخاذ تصميم‌ مي‌کنند. در اين‌ سيستم، معمولاً‌ يکي‌ از اعضاي‌ شورا به‌عنوان‌ عضو ارشد براي‌ اداره‌ امور جلسات‌ شورا انتخاب‌ مي‌شود و در بعضي‌ از موارد در نقش‌ شهردار و رئيس‌ انجمن‌ شهر انجام‌وظيفه‌ مي‌کند.


 ‌شکل‌ ديگر تقسيم‌بندي‌ مديريت‌ شهري‌ بدينگونه‌ بيان‌ شده‌ است:

مديريت‌ شهردار با اختيارات‌ کم، شهردار بااختيارات‌ متوسط‌ و شهردار با اختيارات‌ وسيع. در بيشتر کشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌، شهردار اختيارات‌ کمي‌ دارد و معمولاً‌ حکومت‌ مرکزي‌ نقش‌ اساسي‌ را در مديريت‌ شهري‌ دارد و شهر را مانند يکي‌ از ادارات‌ خود و يا وزارتخانه‌ تابعه‌ اداره‌ مي‌کند و مشارکت‌ مردم‌ در اداره‌ امور شهري‌ به‌ حداقل‌ مي‌رسد. در حالي‌ که‌ بويژه‌ براي‌ اداره‌ شهرهاي‌ بزرگ‌ به‌ شهردار بااختيارات‌ وسيع‌ نياز است. مديريت‌ در يک‌ شهر معمولاً‌ نبايد به‌ محدوده‌ خود شهر ختم‌ شود، بلکه‌ لازم‌ است‌ براي‌ ايجاد تعادل‌ بين‌ ميزان‌ نفوذ حکومت‌ مرکزي‌ و شهرداري‌ اين‌ مديريت‌ در يک‌ محدوده‌ وسيعتري‌ اعمال‌ شود. در اين‌ سيستم، استقلال‌ مالي‌ و اداري‌ سيستم‌ شهر و شهرداري‌ براي‌ مديريت‌ مطلوب‌ و کارآمد ضروري‌ است۰منبع  (سايت مديريت مرجع شهري)

+ نوشته شده در  شنبه 14 آبان1390ساعت 9:49  توسط عادل سلیمانی  | 

گفت و گوی تمدن ها که با پیشنهاد محمد خاتمی رئیس جمهور اسلامی ایران مطرح شده بود و با تصویب پیشنهاد ایشان مبنی بر نامگذاری سال 2001 میلادی به عنوان سال گفت و گوی تمدنها که به اتفاق آرا انجام گرفت ولی پرداختن به این موضوع و پیگیری آن با بی مهری ها و بی توجهی های فراوان در ایران رو به رو بوده است . و تا جایی پیش رفته است که روز 30 شهریور که روز گفت و گوی تمدنها در ایران نام گذاری شده از سوی شورای فرهنگ عمومی در نشستی از تقویم ملی کشور حذف می شود و تنها بهانه آنها برای چنین اقدامی موضوعیت نداشتن این موضوع و نداشتن متولی خاص بیان شده است . که این عمل برای حامیان بی شمار این طرح هیچگاه قابل قبول نیست . و برای روشن شدن و چگونگی طرح گفت و گوی تمدنها به نکاتی چند اشاره می شود .

در سال 59 سفر محمد علی رجایی و همچنین پس از گذشت 7 سال سفر حضرت آیت الله خامنه ای رئیس جمهور وقت جمهوری اسلامی ایران و پس از آن سفر سید محمد خاتمی در سال 77 در شرایطی صورت می گیرد که 12 سال پیش از آن هیچ رئیس جمهوری از ایران به اجلاس سران در نیویورک سفر نکرده بود و در این چنین شرایطی روز 27 شهریور 77 محمد خاتمی ایران را به مقصد نیویورک جهت شرکت در اجلاس سران تهران را ترک نمود که پس از آن اعلام کرد می خواهد پیام رسان صلح برای ملتهای جهان باشد .

خاتمی بعد از رسیدن به نیویورک با ایرانیان مقیم آمریکا دیداری داشت . خاتمی در آن دیدار از ویژگی های روح ایرانی سخن گفت با تکیه بر آن موضوع گفت و گوی تمدنها را مطرح کرد . ایشان در این دیدار فرمودند آنچه ما شعارش را دادیم در 3 اصل خلاصه می شود :

1- آزادی در عرصه اندیشه 2-منطق در عرصه گفت و گو 3- قانون در عرصه عمل

29 شهریور ماه اجلاس عمومی سازمان ملل به طور رسمی گشایش یافت بیل کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا نخستین سخنران نشست صبح بود و قرار بود خاتمی بعد از ایشان دومین سخنران جلسه باشد اما با عدم پذیرش سخنرانی در یک نشست هم زمان رئیس دولت ایران سخنران بعدازظهر اجلاس بود زمان سخنرانی فرا رسیدن و موضوع گفت و گو تمدنها در نخستین سخنرانی خاتمی در صحن سازمان ملل مطرح شده و خاتمی پس از سخنان مقدماتی گفت : انقلاب اسلامی ملت ایران به رهبری حضرت امام خمینی ( قدس ره ) انقلاب کلام در برابر زور و سرکوب بود مطمئناً انقلابی که بر اندازی اش با کلام بوده است در دوران ساختن و آباد کردن بیشتر و بهتر می تواند متکلی بر کلام و منطق باشد و به همین جهت نیز بجای « جنگ تمدنها » منادی « گفت و گوی میان فرهنگها و تمدنها » است محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنانش گفت به نام جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد می کنم که به عنوان گام اول سال 2001 از سوی سازمان ملل سال گفت و گوی تمدنها نامیده شود با این امید که این گفت و گو نخستین گام ضروری برای تحقق عدالت و آزادی برداشته شود سران دولتهای حاضر در سازمان ملل پیشنهاد خاتمی در زمینه نام گذاری سال 2001 به عنوان « گفت و گوی تمدنها » را پذیرفتند و این نام گذاری صورت گرفت اما سفر دوم خاتمی در شهریور 79 جهت شرکت در اجلاس هزاره سران به نیویورک صورت گرفت و این دومین سفر خاتمی در دوران ریاست جمهوری به آمریکا بود خاتمی که 2 سال پیش صحن سازمان ملل را طرح پیشنهاد گفت و گوی تمدنها یافته بود و پیشنهادش برای نامگذاری سال 2001 به نام گفت و گوی تمدنها به تایید سایر ملتها رسانده بود این بار حضور خود را علاوه بر شرکت در اجلاس سران ، بلکه شاید مقدمات ورود جهان به عصر گفت و گوی تمدنها را به عنوان مبدا این ایده فراهم کند و بار دیگر خاتمی در اجلاس سران ملل متحد طی سخنان بیاد ماندنی مشکل جهان کنونی را نبود « جامع مدنی جهانی » دانست و گفت و گوی تمدنها را راهی برای خروج از این شرایط بر شمرد و خطاب به سران کشورها گفت : گفت و گو میان تمدنها و فرهنگها را باید از سطح یک شعار و نظریه به برنامه عملی و نقطه عزیمت آن را در میان تحولات تازه بین المللی یافت و همچنین اظهار داشتند وقت آن است که جهان را در هزاره سوم ، نه به اراده معطوف به قدرت ، بلکه به اراده معطوف به گفت و گو و محبت و معنویت فرا خوانیم شاید زمانی که محمد خاتمی این سخنان را به زبان می آورد سران کشورهایی که در سالن حضور داشتند همه با دقت به حرفهای او گوش می دادند شاید نتیجه این سخنان زمینه بهبودی روابط گسترده جهان با ایران فراهم آورده شد .

طرح و گفت و گوی تمدنها

در دنیای زندگی می کنیم که ارتباط میان تمدنها صرفنظر از یک طرح فکری اختیاری به خصیصه اصلی تحولات شگرفی مبدل شده که درهم تنیدگی فعالیت ها و حرکت های اقتصادی فناوری و اطلاعاتی واحدهای سیاسی را به دنبال داشته است . امروز بر اثر فشار و توان این نیروهای اقتصادی و فنی عظیم تمدن ها پهلو به پهلوی هم می سایند و در نوعی همجواری عینی به سر می برند البته در نگاه بد بینانه می توان این مساله را گسترش آرام غلطک فشار آور غرب بر سراسر جهان توصیف کرد . به طور کلی تاریخ تمدنها چیزی جز تماس و وام گیری های متقابل نیست به هر حال این که ارتباط تمدن ها امروزه بار دیگر مورد توجه ناظرین قرار گرفته به این جهت است که این امر اجتناب ناپذیر نیست . در برابر این اجتناب ناپذیری دو موضع گیری متفاوت به چشم می خورد . برخورد و این همان چیزی است که ساموئل هانتینگتون پیش بینی کرده است او معتقد است که در واقعیت سیاسی جدید جهان منشا اصلی بحران ها و درگیری ها نه عقیدتی است چنان که در طی دوره جنگ سرد بود و نه اقتصادی است برخلاف آنچه بسیاری از اقتصاد دانان اعتقاد دارند بلکه صرفا فرهنگی خواهد بود و به عقیده وی هشت تمدن کنونی جهان یعنی تمدن غربی ، کنفوسیوسی ، ژاپنی ، اسلامی ، هندو ، مسیحی ، آمریکایی لاتینی و احتمالا آفریقایی با یکدیگر کشمکش برخورد خواهند داشت و موجب بروز شوک تمدن ها در صحنه جدید سیاست جهان خواهند شد . تفاهیم تمدنها و این شعاری است که خاتمی در دوران ریاست جمهوری خود تحت عنوان « گفت و گوی تمدنها » مطرح کرد . به عقیده او تمدنها در میان خود به گفت و گو خواهند پرداخت یا بهتر این است که به گفت و گو بپردازند تا از بروز بدبختی هایی که بشریت در طول تاریخ این همه از آن رنج برده است پیشگیری شود . به رغم تباین و تضادی که میان این دو دیدگاه وجود دارد باید پذیرفت که این دو نظر دو راه حل ممکن یک واقعیت را تشکیل می دهند زیرا از زمانی که بشر پدید امده است همواره فقط دو راه برای حل اختلافات خود شناخته است : ضربه و مشت ، یا تبادل سخن ( مذاکره ).

« تمدن »

فرنان برودل نظریه پرداز بزرگ تمدن ها به روشنی چگونگی پدید آمدن مفهوم تمدن و تحول آن را تشریح کرده است کلمه تمدن کلمه ای بر ساخته است که خیلی دیر در ادبیات و زبان فرانسه وارد شده است این کلمه برای نخستین بار در 1732 میلادی در معنای یک اصطلاح حقوقی به کار می رفته است و به معنای عمل قضایی یا داوری است که یک پرونده جنایی را «مدنی» یعنی قانونی می کند . معنای جدیدتر از این معنی در مفهوم « عبور به حالت متمدن شدن » است که بعدها یعنی در 1752 میلادی در نوشته های تورگو دیده می شود . از اواخر قرن 18 میلادی / 12 هجری این کلمه هم در زبان فرانسه و هم در زبان انگلیسی رواج همگانی پیدا کرد . این اسم جدید که از روی کلمه لاتین سیویلز ( شهروند ) ساخته شده است بر یک تمایز صحه گذاشت که اندک اندک میان مردمان شهرها و ساکنان روستاها پدید آمد . به طور خلاصه از ریشه شناسی « تمدن» بر می آید که باید مفهوم تمدن را مرتبط با توسعه شهری و تقسیم اجتماعی کار دانست . کلمه تمدن تحت منادیان « عصر روشنفکری » به صورت تجسم آرمانی درآمد که همه ملت ها باید رو به آن می آوردند . در نتیجه بر اثر اقتصادی حقانیت این عصر روشنفکری در تمام قرن 18 میلادی کلمه تمدن به صورت مفرد و همچون یک امر مطلق که ملتها در درجات مختلف در آن شرکت داشتند به کار می رفت بدین سان تمدن در حالت مفرد و به شکل « تمدن صنعتی » به کار می رفت از نگاهی غربی به این مفهوم داشت پس از جنگ دوم جهانی و به ویژه در تالیفات کلودلوی استراوس مشاهده می شود که به تدریج معنای سلسله مراتبی و انحصاری غربی از تمدن کنار می رود و کلمه « تمدن » در حالت جمع رونق می گیرد تا فکر تمدن به صورتی که پیش از آن وجود داشت و اختصاص به چند ملت ممتاز داشت از میان برداشته شود . به کارگیری کلمه تمدن در حالت جمع به مشابه موضوع گیری تسامح آمیز است زیرا اشاره به تمدن ها به صورت جمع به معنای پشت سر نهادن این کلمه در حالت مفرد در عباراتی مثل تمدن صنعتی تمدن غربی یا تمدن عقلایی است در این کلمه به صورت جمع به منظور دلالت بر تمامی تمدن ها و فرهنگها مورد استفاده قرار گرفت که به میراث بشریت در تمامیت آن تعلق دارد .

مفهوم «فرهنگ»

تامل درباره تمدن هرگز از تامل درباره فرهنگ جدا نبوده است چندان که این دو کلمه تدریجاً چنان به هم نزدیک شده اند که عملاً به صورت مترادف در آمده اند در عین حال آندره سوئارش معتقد است که فرهنگ حاصل کار تعلق فردی است و حال آن که تمدن در آداب رسوم و متن جامعه شکل می گیرد و زیست می کند .

شاید بتوان گفت شروع اندیشه و بحث درباره مفهوم فرهنگ را باید به دورانی تاخر یعنی قرن نوزدهم باز گرداند واژه (culture) از ریشه لاتین (colere) به معنای متعددی از پرورش گرفته تا مهاجر (cobnus) دلالت دارد .

شاید بتوان یک تعریف قابل قبول از فرهنگ را از این گونه ارائه نموده فرهنگ مجموعه ای از پدیده ها و قابلیتهای مادی معنوی و اکتسابی است که انسانها در جامعه ای خاص برای پاسخ دهی سازمان یافته به نیازهای ناشی از رابطه خویش با محیط طبیعی ساخت انسان بوجود آورده و از نسلی دیگر منتقل می کنند . علی مزروعی نیز فرهنگ را چنین تعبیر می کند « فرهنگ نظامی از ارزشهای به هم پیوسته و وابسته است و می تواند برداشتها و داوری ها ارتباطات و رفتارها را در جامعه ای شکل د هد . فرهنگ و تمدن هر دو متضمن ارزشها هنجارها روشهای فکری و نهادهایی هستند که نسل های متوالی در هر جامعه ای بیشترین اهمیت و حرمت را برای آن قائلند.

مفاهمه و گفت و گو

سومین مفهوم کلیدی در طرح دایره گفت و گوی تمدن ها مفهوم مفاهمه یا گفت و گواست .زمانی که از گفت و گو سخن به میان می آید دو محور اساسی مطرح می شود نخست آن که گفت و گو تفکیک یک رفتار از رفتارهای دیگر است و دوم آن که گفت و گو نوعی تبادل اندیشه است که از یک دستگاه نمادین ( سمبلیک ) یا زبان برخوردار است این دستگاه نمادین عمدتاً در واژگان و درک متقابل آنها استوار است . معادل « گفت و گو » در زبان انگلیسی دیالوگ می باشد . دیالوگ به عنوان یک روش عمدتاً در قلمروی انسان شناسی و روابط انسانی مورد توجه قرار گرفته است اما اگر انسانها را هسته های اصلی فرهنگها و تمدن ها بدانیم آن گاه می توانیم حوزه کاربرد روش دیالوگ را به روابط میان فرهنگها و تمدن های مختلف نیز تسری داد در زبان فارسی شاید نزدیک ترین مفهوم برای دیالوگ واژه « مفاهمه » باشد که بین دو نفر یا تعدادی از افراد به منظور درک و فهم یکدیگر صورت می گیرد به عبارت دیگر طرفین مفاهمه خواهان تبادل نظر و فراگیری از یکدیگر رشد و تغییر هستند و جبری در ارتباط میان آنها در کار نیست دیالوگ مقدمه ای است غیر از کشمکش فکری و هدف از آن برتری طلبی و تاکید یک طرف بر موضع خود نیست بلکه رسیدن به نقطه ای نزدیک به حقیقت و مورد اجماع طرفین است .

پیشینه تاریخی و ذهنی طرح گفت و گوی تمدن ها

طرح مبحث « گفت و گوی تمدنها » از سوی خاتمی را هم می توان موضوعی جدید در عرصه روابط بین الملل ارزیابی کرد و هم بازگشتی به مباحث مفاهیم و اندیشه های باستانی و متداوم در تاریخ تفکر و جوامع انسانی دانست در واقع از یک منظر طرح مزبور مبحثی جدا است که در یک زمینه فرهنگی و سیاسی خاص و در شرایط مطرح بودن نظریه پایان تاریخ فرانسیس فو کویاما و نظریه برخورد تمدن های ساموئل هانتینگتون عنوان شده است از منظری دیگر مفهوم گفت و گو میان تمدن ها فرهنگها و ادیان از سالها قبل از روی کار آمدن خاتمی وارد ادبیات سیاسی فرهنگی جهان شده است .

به عنوان مثال مهر زاد بروجردی در کتابی می نویسد : ( داریوش) شایگان یکی از معدود روشنفکران ایرانی است که علاقه خود را به فلسفه غربی با توجهی همسان به فلسفه آسیایی متعادل ساخته است وی برای بنیانگذاری و اداره مرکز گفت و گوی فرهنگها تمایل داشت هدف این مرکز آشنا ساختن ایرانیان با تمدن های شرقی و آسیایی مانند چین ، ژاپن ، هند و مصر بوده است . مرکز در راستای این هدف در سال 1356 در تهران میزبانی سمپوزیومی را به نام «آیا تسلط فکری غربی ارکان گفت و گو میان فرهنگها را میسر می سازد ؟» به عهده گرفت  .

نزدیک به دو دهه پیش نیز روژه گارودی طرحی را در مورد گفت و گوی تمدن ها ارائه کرد این طرح فراخوانی برای ایجاد زمینه تفاهم ملتها و دارای ویژگی نقد سلطه غرب بر جهان امروز بود . وی غرب را عنصری آسیب رسان به بشریت و نوید دهنده نیستی و نابودی می دانست که در دوره فعلی حیاتش به آرامی به سوی فروپاشی و پرتگاه حرکت می کند .

گفتوگو تمدنها به تنهایی نمی تواند به عنوان نظریه ای در روابط بین الملل به شمار آید بلکه جزو فرهنگی از نظریه ای کلان با عنوان جهان گرایی است که ریشه در اندیشه های نئولیبرالی عصر جدید به ویژه پس از جنگ سر داد ، خاتمی در مصاحبه خود با فرانکفورتر آلمان در بیان علت مطرح کردن گفت و گوی تمدن ها می گوید :« قرنی را که پشت سر نهادیم متاسفانه سرشار از تنش ، خشونت ، جنگ ، نابرابری پایمال شدن کرامت انسانی و تجاوز به حقوق ملتهای ستمدیده و دوگانگی در رفتارهای سیاسی و حقوقی بوده است من خیلی فکر کردم که چرا بشر دچار این مشکل شده است نظریه هانتبینگتون جرقه ای بود که در ذهن من زد و یکی از علل مهمش را پیدا کردم و آن این که در قرن بیستم پارادایم روابط بین الملل و ارتباطات جهانی عبارت بود از : ستیز ، بدبینی و تبعیض که از جمله در جنگها و از جمله در استعمار تجلی پیدا کرده است . راه بشریت این است که ما این پارادایم ستیز  را تبدیل کنیم به پا را دایم تفاهم بنابراین شعار « گفت و گوی تمدنها » را انتخاب کردم .

با یسته های داخلی و بین المللی طرح گفت و گوی تمدنها

بایسته های  درونی

اگر بپذیریم که طرح گفت و گوی تمدنهای خاتمی بیش از هر مکتب دیگری در چارچوب آرمان گرایی جهان وطنی قابل تبیین و توجیه است آنگاه باید پذیرفت که میان طرح گفت و گوی تمدنها در عرصه بین المللی و برخی زمینه های دموکراتیک در جامعه پیوند وثیقی وجود دارد بدین سان درک و شناخت فضای داخلی برای فهم قابلیت و کارایی گفت و گوی تمدنها در خارج ضروری و اجتناب ناپذیر به نظر می رسد . یکی از مهمترین نکات قابل توجه در خصوص طرح گفت و گوی تمدنها این است که یک فرهنگ هرگز نمی تواند حقیقتاً با فرهنگ دیگری از در گفت و گو درآید مگر آن که خود در گفت و گو باشد . بدین سان وحدت تفاوتهای فرهنگی به دموکراسی و جلب مشارکت واقعی شهروندان در کشور و سراسر جهان نیاز دارد . سنت دموکراتیک بحث و مناظره آزاد از ظرفیت راه اندازی یک گفت و گوی میان فرهنگی در کشورها بدون توسل به برخوردهای خشن برخوردار است به همین دلیل فرهنگ و دموکراسی از گفت و گوی میان فرهنگها جدایی ناپذیر هستند یکی از مراحل مهم در پذیرش آزادی های سیاسی پذیرش حق گفت و گوست و این بدان معنی است که حقیقت مطلق در اختیار شخص عقیده یا باور خاصی نیست و گفت و گوی تمدن ها اولین گام برای ایجاد جامعه مدنی در سطح جهانی است . گفت و گوی تمدن ها در واقع عبارت است از تحقق جامعه مدنی در سطح وسیع تر و گسترده تر به نام نظام بین المللی و در این صورت واحدهای سیاسی و سازمان های بین المللی نقش احزاب گروه ها و تشکل های سیاسی در داخل یک واحد سیاسی را بازی می کنند بنابراین تحقق گفت و گوی تمدنی در عرصه بین المللی مستلزم تحقق شرایط دموکراتیک و مدنیت در داخل است در مجموع دولت ها باید با ایجاد زمینه های درونی دموکراسی و فراهم کردن شرایط دموکراتیک در داخل خود را برای گفت و گو در خارج از مرزهای جغرافیایی آماده کنند بنابراین دسته بندی و شناخت برخی حقوق عمومی دموکراتیک در داخل می تواند یک گام به سوی عملی کردن ایده گفت و گوی تمدن های خاتمی در خارج باشد .

« دموکراسی » باید پیوستاری تلقی شود که حقوق خاص در درون مجموعه ها کم و بیش در طول آن اعمال و مجموعه حقوق متفاوت کم یا بیش مستقر می شود در این بخش از نوشتار هفت مجموعه از حقوق بر شمرده می شود که برای مشارکت آزاد و برابر در جامعه و فراهم کردن شرایط گفت و گوی تمدنی ضروری به نظر می رسد این حقوق عبارتند از حقوق سلامت و بهداشت حقوق اجتماعی ، فرهنگی ، مدنی ، اقتصادی ، سیاسی و حقوق امنیت و آرامش .

اجرای کامل این حقوق در امور دولت و جامعه مدنی وابسته به ایجاد شرایط لازم برای خود مختاری دموکرتیک و همچنین مرتبط با فرصت سازی برای بحث و گفت و گوی عمومی و توازنی مناسب میان مشارکت مستقیم در تصمیم گیری سیاسی و تعویض آن به نمایندگان است . این هفت مقوله از حقوق ، فضاهای مرتبط با فرصت سازی برای بحث و گفت و گوی عمومی و توازنی مناسب میان مشارکت مستقیم در تصمیم گیری سیاسی و تعویض آن به نمایندگان است . این هفت مقوله از حقوق ، فضاهای مرتبط بهم راشکل می دهند که اصل خود مختاری در آنها و از طریق آنها اعمال می شود هر مجموعه از حقوق شرط قدرت بخشی برای مشارکت سیاسی و در نتیجه حکومت مشروع است و بدون انها مشارکت کامل ممکن نیست .

لزوم وجود یک ساختار اساسی که این حقوق را در تمامی هفت مقوله مزبور به هم پیوند داده و مستقر سازد و گفت و گوی در برون را دنبال کند و همچنین ساختار حقوقی ای را که شهروندان را به عنوان شهروند به رسمیت می شناسد می توان حقوق عمومی دموکراتیک تلقی کرد . گفتمان عمومی فارغ از زور در واقع حذف همه اشکال « ناتونومیک » موقعیت برابر همه مشارکت کنندگان در فرایندتصمیم گیری جمعی و آمادگی شرایط برای وارد شدن به عرصه گفت و گوی تمدنی است .

پنج معیار این نوع گفتمان عبارتند از مشارکت موثر ، درک روشنفکرانه ، کنترل بر دستور کار ، رای برابر در صحنه های مهم و مشمول بر همه اشخاص بالغ .

شرایط بین المللی

پایان جنگ سرد و فرو پاشی شوروی از یک سو مصادف بود با تشدید روند « جهانی شدن » و از سوی دیگر با طرح نظریه « برخورد تمدن ها » که به تبیین مناسبات و چالش های بین المللی پس از فرو پاشی شوروی و نقش جدید آمریکا در سازو کارهای سیاست و اقتصاد جهانی می پردازد . هانتینگتون طراح این نظریه در تحلیل شرایط پس از جنگ سرد و پایان رقابت های ایدئولوژیک میان سرمایه داری و کمونیسم این نظریه را به عنوان جایگزین تضادهای ایدئولوژیک مطرح می کند . از نظر او در جهان پس از جنگ سرد اتحادها ، فروپاشی ها و اختلافات به وسیله فرهنگ و هویت های فرهنگی شکل داده می شود هویت هایی که در وسیع ترین سطح خود همان هویت های تمدنی هستند بر این اساس واقعیت سیاسی جهان از یک سو درگیری خونین حداقل در مرزهای تمدنی و از سوی دیگر رقابت های شدید میان دولتهای وابسته به تمدن های مختلف را برای کنترل نمادهای بین المللی و کسب اقتدار نظامی و سیاسی نشان می دهد هانتینگتون بر مبنای تفکیک حوزه های تمدنی معتقد است که قرن جدید شاهد بروز درگیری های تمدنی خواهد بود و در این میان یکی از اصولی ترین برخوردها میان تمدن غربی و تمدن اسلامی بروز خواهد کرد . بر این مبنا غرب در طول دهه گذشته مدام از تهدید خطر و تهاجم اسلامی سخن می گوید و در تائید ادعای خود بروز جنبش های بنیاد گرایانه اسلامی را مثال می زند که تمدن غربی را مورد تهدید قرار داده است چنین طرز تفکری مبنای تشنج آفرینی بد بینی وبی اعتمادی در دهه آخر قرن بیستم گردید بنا بر این طرح نظریه « گفت و گوی تمدن ها »و دعوت جهان به صلح ثبات و آرامش از طریق گفت و گو و تفاهم در چنین جوبدبینانه ای گام موثری به سوی استقرار نظام صلح جهانی بود که مورد توجه جامعه جهانی قرار گرفته است . خاتمی با طرح ایده گفت و گوی تمدنها در چنین شرایطی و همگام با روند جهانی شدن فرهنگ توانست قدم موثری در زمینه کاهش تشنج وبی اعتمادی در سطح جهان بردارد، رئیس جمهور با نگاهی به وضعیت نابسامان جهان در آستانه قرن بیست و یکم گفت و گو و تفاهم را به منزله جایگزینی برای خشونت و نابرابری جهان مطرح کرد و معتقد بود که جهان در آستانه ورود به قرن جدید بیش از همه به صلح پایدار و همزیستی نیازمند است از نظر او : « قرن بیستم سرشار از تشنج ، خشونت ، جنگ ، نابرابری ، پایمال شدن کرامت انسانی و تجاوز به حقوق ملتهای ستمدیده و دوگانگی در رفتارهای سیاسی و حقوقی بوده است ریشه این نابسامانی ها را می توان در مبانی و باورها و رویه هایی دانست که به طور خود محورانه و قوم دارانه به جهان و جامعه انسانی می نگریستند و عدالت ، آزادی ، استقلال و همه حقوق اساسی دیگران را فدای زیاده طلبی ها و تقدیس قدرت خویش می کردند » از دیدگاه رئیس جمهوری از آنجا که سرنوشت جهان ما در آغاز قرن جدید سرنوشتی واحد خواهد بود برای عادلانه بودن آن چاره ای جز گفت و گو میان فرهنگهاوتمدنهای گوناگون وجود نخواهد داشت نظریه گفت وگوی تمدنها نظریه ای واقعه  نگرانه وارزشی است.واقع نگرانه چون بخشی از واقعیت های سیاسی اجتماعی و اوضاع متشنج جهان پس از جنگ سرد را نبیین می کندارزشی چون جوامع و ملتهای مختلف را از خشونت و دشمنی به تساهل و مدارا و همکاری فرا می خواند به عبارت دیگر این ایده ضمن پذیرش تنوع میان تمدنها الگوی رفتار مصالحه جویانه را به جای الگوی تعارض و مناقشه در سیاست و روابط خارجی می پذیرد . از لحاظ شرایط زمانی این نظریه در بهترین زمان ممکن ارائه شده است چرا که با فروپاشی شوروی و نظام دو قطبی فرصت های جدیدی برای بازیگران بین المللی فراهم شده و هریک می بایست با استفاده به موقع و صحیح از این فرصت ها و طرح دیدگاه های جدید در جهت تامین منافع خود تلاش می کردند جهانی شدن اقتصاد و انقلاب ارتباطات و اطلاعات روندهای موجود در سطح جهان را نه تنها گسترش و تعمین داده اند بلکه با چنان شتاب و سرعتی به پیش می برند که در عمل ، جهان هر روز با پدیده های نو و جدیدی رو به رو می شود .

خاتمی گفت و گوی تمدن ها را طرحی نو برای جهان و حاکم کردن گفت و گو به جای زور و خشونت چه در صحنه های ملی و چه جهانی بر پایه برابری انسان ها و تفاهم و بر پایی منطق در نظر می گیرد طرز تلقی خاتمی از صلح و گفت و گو مورد قبول اکثریت اعضای جامعه جهانی قرار گرفت . به نحوی که در آستانه قرن بیست و یکم و همزمان با طرح گفت و گوی تمدنها در حاشیه اجلاس هزاره سوم در سازمان ملل متحد این موضوع از نوعی بینش سیاسی خارج شد و به کنشی فعال در سطح بین المللی تبدیل گردید و نهایتاً در دستور کار سازمان ملل و نهادهای تابعه آن از جمله یونسکو قرار گرفت . در مجموع به نظر می رسد در آستانه ورود به قرن جدید و آغاز ریاست جمهوری خاتمی و به ویژه قبل از ورود جهان به عرصه جنگهای خاور میانه ای آمریکا پس از یازده سپتامبر 2001 صلح خواهی و گریز از جنگ و آشوب به یک روند جهانی تبدیل شده بود تجربه دهه آخر قرن بیستم که مملو از خشونت ، ستیز ، جنگ و آشوب ، بی عدالتی و تشنج بود جامعه شهری را به خود آگاهی در زمینه پرهیز جنگ و خونریزی رساند .

ویژگی جهان پیشا 11 سپتامبر تعامل است به تقابل هر چند در زمان فعلی هم کشور ها سعی دارند تا با برخورد واقع بینانه با مسائل و ضروریات زندگی از انتقام و تسویه حساب پرهیزکنند ظهور خاتمی و طرح گفت و گوی تمدن های وی تلاشی در جهت تسهیل این روند جهانی است بینش سیاسی او در به کارگیری مفاهیمی چون گفت و گو ، تفاهم و صلح ، موجب نزدیکی گروهای مختلف در سطح ملی و جهانی شده است . تلاش خاتمی در جهت کاهش تشنج از بین بردن بیگانه هراسی و اعتماد سازی در روابط کشورها و برقراری صلح و گفت و گو و احترام متقابل در سطح جهانی آثار مثبتی در نزدیکی ملتها داشته است در واقع خاتمیسم با قرار دادن پذیرش ایده « صلح و گفت و گو » به جای نگرش « زور و قدرت » در روابط میان گروه های داخلی یک کشور و همچنین در ورابط میان ملتها گام مهمی در جهت حرکت به سوی نظام صلح جهانی برداشته است .

منابع :

1-کتاب دیپلماسی تنش زدایی و گفت و گوی تمدن ها اثر رضا سلیمانی

2- روزنامه ایران ( ویژه نامه بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 مهر1389ساعت 17:14  توسط عادل سلیمانی  | 

با توام ای سهراب ! ای به پاکی چون آب

یادته گفتی بهم تا شقایق زنده هست زندگی باید کرد

نیستی سهراب ببینی که شقایق هم مرد دیگه با چی کسی را دل خوش کرد ؟

یادته گفتی بهم اومدی سراغ من نرم و آهسته بیا که مبادا ترکی برداره چینی نازک تنهایی تو

اومدم آهسته ، نرم تر از یک پر قو ، خسته از دوری راه ، خسته و چشم به راه

یادته گفتی بهم عاشقی یعنی دچار ، فکر کنم شدم دچار

تو خودت گفتی چه تنهاست ماهی اگه دچار دریا باشه آره تنها باشه یار غم ها باشه

یادته می گفتی گاه گاهی قفسی می سازم ، می فروشم به شما

تا با آواز شقایق که در آن زندانیست دل تنهایی تان تازه شود

دیگه حتی اون شقایق که اسیر قفسه سهراب ، صاحب یک نفسه

نیست که تازگی بده این دل تنهایی من

پس کجاست اون قفس شقایقت منو با خودت ببر به قایقت

راست می گفتی کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود آره ، کاشکی دلشان شیدا بود

من به دنبال یک چیز بهترینم سهراب تو خودت گفتی بهم

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق بهتر است

+ نوشته شده در  جمعه 5 بهمن1386ساعت 19:20  توسط عادل سلیمانی  | 

كاش يه راهي بود كه بشه آدم ها رو "درست" شناخت...

هيچي مثل اين نيست كه بعد از مدت زيادي بفهمي كسي كه خيلي برات مهم بوده، واقعا اون كسي نيست كه شناختي!

كاش ميشد فهميد كه كي واقعا دوستته و كي نيست، براي كي مهمي و براي كي نيستي، كي بهت راست ميگه و كي دروغ، كي دوستت داره و كي نداره، كي همون كسيه كه نشون ميده و كي اون كسي كه نشون ميده نيست، كي آدمه و كي آدم نيست!

البته اگه اينجوري بود براي بعضيا خيلي بد ميشد!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 دی1386ساعت 22:53  توسط عادل سلیمانی  | 

 
بعضی وقتها به این فکر میکنم که اگه آدم نمیتونست چیزی رو فراموش کنه چی میشد؟به این نتیجه هم میرسم که فراموشی یه نعمتی هست که شاید قدرش رو هیچ کس نمیدونه!      
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 دی1386ساعت 13:22  توسط عادل سلیمانی  | 

   -در این روزهای زیبای زمستونی شاهد تعطیلی بیشتر ادارات و مدارس کشور از سوی دولت خدمتگزار  به بهانه شدت بارش برف وسرما شدید هستیم راستی چه خنده دار ! عجب ایده ها ، بگذریم  دوست عزیز نظر شما چیست؟آیاشما با این ایده ها موافقید یا نه ، من که به غیر از نه گفتن چیزی به ذهنم نمی رسه و دلیلش هم لطمه زدن به نظام آموزشی واداری کشور میدونم واینو هم میدونم که ضرر سرما بیشتر از اون نیست.

البته دولتمردان مابیشتر به فکر مردمند ، حتما تصمیم اونها به صلاح مملکته،خوب اونهابچه ها مردم رو خیلی دوست دارند حتی بیشتر از بچه های خودشون خوب میگن این بچه ها گناه دارن بنده خداها تو سرما مریض نشن ، درس و مشق میخوان چکار سلامتی بهتر از هر چیزیه و و و   ،تازه بیشتر مردم هم راضی اند ،بچه ها هم خوشحال میشن چند روزی از جوی که همین آقایون تو مدارس بوجود آورده اند دور باشند، خوب البته مشکلی نیست، بچه های خودشون معلمین خصوصی با تحصیلات بالا فوق لیسانس دکترا دارند البته  بچه وزیر وزرااند، حق دارن مثل من  شما که نیست یا بابامون کشاورز یا راننده اتوبوس  یا تاکسی داره یا تو تولیدی کار میکنه یا نهایتا کارمند یه اداره ی هست.

 خوب بنده خدا ها  نمیدونن بچه های که دیروز و امروز باید مدرسه میبودن دارن چیکار میکنن،حتمانشستن خونه دارن درسو مشقشونو می نویسند، نه بابا اینجوریا نیست مثل پسر شما آقای وزیر  با اون همه امکاناتی که در اختیارش گذاشتی  انرزی رو مصرف کنه، تازه بهت بگم دارن تو کوچه برف میزنن تو سر کله همدیگه، چند تایی به سر کچل ما هم خورد، شایدبا اینکار بتونن انرزی که باید خالی بشه خالی کنن ،خوب گناهی ندارند این هم جز زندگی این عزیزان هست نمیشه بچه رو تو خونه نگه داشت با کدوم امکانات ، میشه بچه رو تو خونه زندونی کرد ، خوب این هم عاقلانه نیست و عوارض اش بیشتر از شدت سرما زمستونی نباشد کمتر هم نیست ،راستی بهتر نبود  مدارس  باز میبود این کار شاید بیشتر با ارزش بود تا رها کردن بچه ها تو کوچه و خیابونها؟  خوب بگذریم.

راستی چند روز پیش خبری شنیدم که کشور ترکمنستان صادرات گازی خود را قطع کرده است، کجا؟قطع صادرات گاز به کشوری که دومین دارنده ذخایر گازی دنیاست! جالبه مگه ایران از ترکمنستان گاز وارد میکرد ؟ آره بابا تو کجایی  دلیلش چیه؟ خوب معلومه ،به خاطر تامین گاز شمال کشور،به این خاطر که بردن گاز از جنوب به شمال کشور هزینه بیشتری داره البته این دولتی ها میگن،بنابراین وارد کردن آن از ترکمنستان به صرفه تره وبه روابط دو کشور هم کمک میکنه، این که فکر خوبیه ایول از این کارها کم دیده بودیم  نه بابا افکار اقتصادی هم دارند ،اخه دیونه کدوم فکر اقتصادی به این هم فکر کردی که چند روزیه که بیشتر نانوایها بعضی شهرها بسته شدن، نگو ! به جون تو تازه یه چیزی بگم بخنددی؟ بگو ببینم تعطیلی مدارس وبیشتر ادارات به این خاطر شاید در گاز صرفه جوی بشه ،نه بابا ! پس فکر کردی به خاطر سرما بود،یا دلسوز بچه های مردم !چاره ای جز این نداشتن  عزیزم، چکار باید میکردن؟ خوش به حالمون

همینم خوبه.
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 دی1386ساعت 22:17  توسط عادل سلیمانی  | 

 "همراه شو عزيز، كين درد مشترك هرگز جدا جدا درمان نمي‌شود"
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 دی1386ساعت 0:57  توسط عادل سلیمانی  | 

 دست عشق از دامن دل دور باد!                   می توان آیا به دل دستور داد ؟

   می توان آیا به دریا حکم کرد                       که دلت را یادی از ساحل مباد؟

موج را آیا توان فرمود: ایست؟                         باد را فرمود: باید ایستاد؟

آنکه دستور زبان عشق را                           بی گزاره در نهاد ما نهاد

خوب میدانست تیغ تیز را                           در کف مستی نمی بایست داد

                                                                           ( زنده یاد  قیصر امین بور )    

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 دی1386ساعت 23:9  توسط عادل سلیمانی  | 

۱-کاندولیزا رایس  وزیر امورخارجه آمریکا که یکی از قدرتمندترین زنان جهان  محسوب میشودبا وجود گذشت ۵۳سال از عمرش ازدواج نکرده است.

۲-میشل باشلی ریس جمهور شیلی در عالم  مجردی زندگی  میکند.

 ۳-  هوگو چاوز ریس جمهور ونزوئلا تا کنون دو بار ازدواج کرده ولی هم اکنون مجرد است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386ساعت 20:58  توسط عادل سلیمانی  |